معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
509
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
بهتر است يا عبادت آن خداى يگانه كه متفرّد است در الوهيّت و متوحّد است در ربوبيّت غالبى كه هرگز مغلوب نگردد و قهّارى كه هرگز مقهور نشود و معبودى كه علم قديمش بر دايرهء جزء و كل محيط « 1 » است ، مسجودى كه لطف عميمش بر دامن خار و گل بسيط است ، گاه لطفش از سيب و نار باغى را صبّاغى كند ، و گاه قهرش از آسيب نار باغى را دبّاغى نمايد ، مهندس حكمتش در ربع مسكون رقم [ تغيير ؟ ] تقدير بتدبير او برمىكشد ، نقّاش صنعش بر فرش بوقلمون قلم تصوير بتقدير او مىراند . * * * خدايا جهان پادشاهى تراست * ز ما خدمت آيد خدائى تراست پناه بلندى و پستى توئى * همه نيستند آنچه هستى توئى همه آفريده است بالا و پست * توئى آفرينندهء هر چه هست [ واقعه زندان و دعوت زندانيان به توحيد و پرستش خداى متعال ] « أَرْبابٌ » بلفظ جمع آورد از براى كثرت الههء باطله و در برابر آن ذكر وحدانيّت نمود كه « أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ » و چون اثبات وحدانيّت نمود استحقاق عبادت مقرّر گشت ، زيرا كه اگر فرضا معبود ، دو باشد تربيت عابد معلوم نباشد ، كه از كدام يك بوصول پيوسته ، مثلا نداند كه از اين رو خالق وى كدام است ، و ايصال نفع بوى و دفع ضرر از وى بكدام يك از اين دو منسوبست ، و به اين جهت هيچكدام مستحق عبادت نباشند . چون معلوم شد كه معبود يكى است بيقين دانستيم كه خالق و رازق و نافع و ضار او است و بس ، لا جرم استحقاق عبادت مر او را مسلّم گشت و باز « مُتَفَرِّقُونَ » گفت از براى آنكه الهه مختلف بودند و در صغر و كبر و لون و جثّه و هيئت و اختلاف صور و اشكال آنها باز بسته « 2 » برأى عاملان آنها است ، تا بعضى را خرد ساختهاند و بعضى را بزرگ و همه در تحت تصرّف صنّاع خويش عاجزند ، و
--> ( 1 ) - الف : محبت است . ( 2 ) - ح : بازيست بزى عاملان آنها .